فیلترهای جستجو

کشتی فرنگی

کُشتی نوعی ورزش است که در آن دو انسان غیر مسلح با یکدیگر گلاویز شده و برای به زمین زدن یا بی تعادل کردن حریف خود تلاش می کنند. کشتی یکی از قدیمی ترین و فراگیرترین ورزش های دنیا است و احتمالاً در دوران ماقبل تاریخ با تغییر شکل در جنگ های تن به تن و جایگزین کردن مرگ یا صدمات شدید با یک پیروزی نمادین ایجاد شده است. شواهد بسیاری از حضور کشتی در تمامی تمدن های آغازین بشری وجود دارد. البته اولین بار در یونان باستان به یک ورزش واقعی تبدیل و در سال 704 پ. م وارد المپیک شد. در المپیک باستان قهرمان کشتی پس از قهرمان پرتاب دیسک مهمترین پهلوان یونان شمرده می شد. داستان رقابت اودیسه و آژاکس که هومر در ایلیاد روایت کرده است از قدیمی ترین و باشکوه ترین داستان های مربوط به کشتی است.کشتی بانوان مانند کشتی مردان رشد کرده و تفاوتی از جهت پیشرفت آن در ابتدا نداشته است اما در دوران مدرن قدری از کشتی مردان عقب تر افتاده است. سبک های متنوعی از کشتی در کشورهای مختلف دنیا تمرین می شود. از مهمترین سبک های ملی و محلی کشتی میتوان به انواع کشتی با کمربند شامل گلیما در ایسلند، شوینگن در سوئیس، گوراش در آسیای میانه و نیز سومو و جوجیتسو در ژاپن، و سامبو در روسیه اشاره کرد. تقریباً تمام کشورهای دنیا دو سبک المپیکی کشتی یعنی کشتی فرنگی و کشتی آزاد را پذیرفته اند، تفاوت این دو در آن است که در کشتی فرنگی، که بیشتر در اروپای قاره ای محبوب است، گرفتن پائین کمر و استفاده از پا ممنوع است اما در کشتی آزاد کشتی گیران اجازه همین اعمال را دارند. مسابقات این دو رشته زیر نظر اتحادیه جهانی کشتی برگزار می شود.ورزش کُشتى از دوران باستان به شکل هاى مختلف در اکثر کشورها، شهرها، و قبايل، براى مردم آشنا و شايد از دورانهاى نخستين ظهور انسان، بر روى کرهٔ زمين بوده، و در اوقات فراغت يا در جنگلها به شکل طبيعى و غريزى اجراء می شده است. بخشى از اوقات فراغت انسان هاى اوليه به منظور کسب مهارت و آمادگى لازم، به کُشتى گرفتن اختصاص مى يافت، زيرا، موقعيت و مقام مردانى که زورمندتر از بقيه بودند بيشتر بود تا جایی که اينان رئيس و فرماندهٔ بقيه مى شدند.
در جنگ هاى دوران باستان، ابتدا پهلوانانِ هر لشکر، براى کُشتى گرفتن به ميدان مبارزه مى رفتند. در قصص انبياء، سخن از پهلوانى بهنام ”سامسون“ به ميان مى آيد که قدرت بدنى خارق العاده اى داشت و مى توانست با حيوانات نيرومندى مانند؛ شير، کُشتى بگيرد و آنها را مغلوب قدرت خود سازد. کُشتى را نيز به انبياء و اولياء خدا نسبت مى دهند، نقل است که هنر کُشتى گرفتن از اولاد يعقوب پيغمبر (ع) بوده و حضرت يعقوب (ع) اين علم را مى دانسته و به فرزندان خود، به منظور گرفتن و دفع دشمن آموخته است. گفته اند که حضرت آدم (ع)، 440 هنر مى دانسته، از جملهٔ اين هنرها، هنر کُشتى گرفتن بوده است و در روايات آمده که حضرت حمزهٔ سيدالشهداء که با کافران جنگ مى کرد، اکثر دشمنان را با کُشتى بر زمين مى زد. و همچنين نقل ديگرى است که امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را با يکديگر کشتى مى گرفتند و مشوقين آنها حضرت رسول (ص) و جبرئيل (ع) بوده اند.
کشتى ميان دو پهلوان به نام هاى ”اوليس“ و ”آژاکس“ از جالب ترين قصه های ”هومر“ شاعر يونان باستان است.
کشتى معروف رستم و سهراب نيز يکى از آشناترين قصه هاى ما ايرانيان است که فردوسى در کتاب شاهنامه از آن به زبان شعر ياد مى کند.تاريخچهٔ کشتى در جهان بسيارى از کتيبه هائى که روزگاران قديم و حدود پنج هزار سال پيش به جاى مانده ثابت مى کند که کشتى در ميان مصريان و آشوريان رواج بسيار داشته است. در کتيبه هائى که در دهکدهٔ بنى حسن، در کنار رود نيل، از دوران مصر باستان به دست آمده، صدها نقاشى از حالات مختلف کشتى گرفتن ديده مى شود، و هر تصوير بيانگر اجراء يک فن خاص کشتى است. در سال 1938 ميلادي، در ويرانه هاى معبد ”کيا فاجه“ (در بين النهرين، نزديک بغداد) دو لوح سنگى و برنزى به دست آمد که بر روى آن شکل هاى برجسته اى از مبارزهٔ کشتى گيران ديده مىشود. اين لوحها متعلق به سومريان در سه هزار سال پيش از ميلاد است. کشتى جهان و معروفترين کشتى گيران آن در مسابقات جهانى و بازى هاى المپيک، هر بار حدود ۵۰۰ کشتى گير قدرتمند، از سراسر دنيا قدم به ميدان مسابقه مى گذارند که در آن ميان، کشورهاى شوروى (روسيه و کشورهاى تازه استقلال يافتهٔ آن)، آمريکا، آلمان، بلغارستان، ترکيه و ايران از قدرت هاى برتر کشتى جهان به شمار مىروند. معروفترين کشتى گيران جهان عبارتند از:
جورج هاکن اشميدت، معروف به شير روسي. اين پهلوان به مدت ده سال (از سال 1898 تا سال 1908) از هيچ حريفى شکست نخورد. هاکن اشميدت در سال 1968 در سن 91 سالگى درگذشت.
ياشار دوغو، کشتىگير معروف ترکيه و فاتح مدال طلاى المپيک 1948 (در وزن 73 کيلوگرم) و قهرمان جهان در سال 1951.
حميد کاپلان (ترکيه)، کشتى گير سنگين وزن و قهرمان المپيک 1956 و قهرمان جهان در سال 1958.
الکساندر مدويد (شوروي)، برندهٔ مدال طلا در المپيک هاى 64، 68، 72 و قهرمان دنيا در سال هاى 62، 63، 67، 69، 70 و 71. افتخارات و پيروزى هاى مدويد در تاريخ کشتى جهان بى نظير است.
واتانابه (ژاپن)، تنها کشتى گير بدون شکست جهان و قهرمان المپيک و دنيا در سال هاى 64-63-1962. واتانابه در طى سال هاى ورزش خود 186 کشتى در ميدان هاى ملى و بين المللى گرفت و در هيچ يک از آنها مغلوب نشد.
تاريخچهٔ تغييرات زمان مسابقات کشتى از نخستين دوره بازى هاى المپيک در سال 1896 که کشتى وارد مسابقات شد، زمان معينى براى آن وجود نداشت و دو حريف آنقدر مبارزه مى کردند تا يکى از آنها بر ديگرى پيروز شود. به عنوان مثال، در بازى هاى المپيک استکهلم (سال 1912)، يکى از مسابقات يازده ساعت به درازا کشيد و چون نتيجه اى حاصل نشد، داوران مسابقه به هر دو حريف مدال نقره دادند! با تکرار اين وضع، گردانندگان مسابقات کشتي، حداکثر 20 دقيقه زمان براى هر مسابقه قرار دادند. ولي، اين زمان را هم به تدريج کم کردند و به 15 دقيقه، و سپس 12 دقيقه کاهش دادند. ظرف مدت کوتاهى طبق تصميم کنگره هاى بين المللى مدت کشتى به دو وقت 5 دقيقه اى و جمعاً به 10 دقيقه رسيد. از اوايل ژانويهٔ سال 1967 برابر با يازدهم دىماه 1345، مسابقه هاى کشتي، در 3 وقت 3 دقيقه اى که بين هر 3 دقيقه يک دقيقه استراحت داده مىشد، تقليل يافت. در تصميمات بعدى فدراسيون بين المللى کشتي، مدت مبارزهٔ کشتى به 2 وقت 3 دقيقه اى با يک دقيقه استراحت بين دو مرحله کاهش يافت. و امروز، زمان کشتى به ۵ دقيقهٔ قانونى و در صورت تساوى تا 3 دقيقه وقت اضافى که جمعاً 8 دقيقه مى باشد و براى رده هاى سنى جوانان و بزرگسالان رسيده است، که در مورد نونهالان و نوجوانان، اين وقت به 4 دقيقه و در صورت تساوي، 3 دقيقه وقت اضافى که جمعاً 7 دقيقه مى شود تقليل يافته است. تاريخچه کشتى در ايران ورزش کشتى در ايران قديم در زندگى و سنت هاى ما ايرانيان به قدرى ريشه دوانيده که تبديل به يک ورزش ملى شده است.
دربارهٔ کلمهٔ کشتى و اينکه به چه معنى است و از کجا ريشه گرفته است، بايد گفت که زرتشتيان و پارسيان باستان، هنگام غروب آفتاب، بندى به کمر خود مى بستند و در برابر کانون آتش به دعا خواندن مى پرداختند، آن کمربند کَستى ناميده مى شد، و کشتى گرفتن هم از اين کلمه آمده، به معنى کمر يکديگر را گرفتن. در کتاب زرتشتيان آمده است که شال يا کمربند يک پهلوان که به ورزش کشتى مى پردازد، از جنس ابريشم يا پشم گوسفند و به دست زن موبدى بافته مى شود، که داراى 72 نخ و سمبل 72 فصل کتاب مقدس است و 6 رشته دارد به نام 6 بخش کتاب اوستا و يا اينکه به شش گاهنبار (جشن هاى دينى سال) اشاره دارد، و هر رشته 12 تا مى خورد به نام 12 ماه سال. اين شال سه دور به دور کمر بسته مى شود، که اشاره به کردار نيک، پندار نيک، گفتار نيک دارد.
در شاهنامه فردوسي، دربارهٔ کشتى بسيار گفته شده و از صفات رستم و ديگر پهلوانان شاهنامه؛ کشتى گرفتن، مهارت، قدرت فراوان آنها در اين فن است.
کشتى در بين ايرانيان از همان روزگاران نخست، که مردم براى حفظ جان خود از دست دشمنان و خطرات گوناگون در پى ابداع لوازم جنگى بوده اند به صورت درگيرى و تلاش رواج داشته و گاه به کشتن پهلوانان مغلوب مى انجاميده است، ولى چنانکه از شاهنامه استنباط مى شود، کشتى با قواعد و مقرراتى به طور سواره يا پياده و يا گاهى در چند نوبت انجام مى شده است و مترجمان که همراه دو پهلوان به محل کشتى مى رفتند تقريباً به طور غيرمستقيم در طرز اجراء کشتي، نظارت و داورى داشته اند.
از آنجا که پهلوانان در بين اهل ديوان و ساير طبقات محبوبيتى داشته اند، جوانان نوخاسته مى کوشيدند با پيروى از راه و روشى مطلوب در رديف پهلوانان صاحب نام قرار گيرند و صاحب زنگ و ضرب شوند.
بعضى از استادان فن کشتي، با پى گيرى خاص، شاگردانى را که از استعدادهاى استثنائى و اندامى مناسب برخوردار بودند، مورد تشويق و آموزش فنون مخصوص، و تمرينات منظم قرار داده، براى پيشرفت آنها از فنون نامتداول سود مى بردند و چه بسا سال ها چنين بوده است و کمتر کسى مى توانست اين فنون استنثائى را بدل کند. استادان فن، با در نظر گرفتن خصوصيات بدنى هر کشتى گير، فنون خاصى به آنها مى آموختند تا بتوانند بر حريفان خود پيروز شوند.
در مورد پديد آمدن نام هاى فنون، آنچه به حدس مىتوان دريافت، اين است که، استادان فن، با توجه به شکل ظاهرى و طرز اجراء فنون و با استمداد از ذوق و سليقه شخصي، نامى براى آن فن برمى گزيده اند. در ايران باستان، عنوان جهان پهلوان از منصب هاى عالى ارتشى بوده است، و همه ساله پس از مسابقات کشتي، پهلوانان اول کشور، به عنوان پهلوان پايتخت منصوب مى شدند.
کشتى گرفتن در تاريخ ايران، مدتى بعد از حملهٔ مغول رسميت بيشترى پيدا کرد و چهره پهلوانان نامدار ايران، شناخته تر شد.
کشتى ميدانى و پهلوانى که مدت ها بعد از حمله مغول ها متروک مانده بود، در دوران ”اوکتاى قاآن“ دوباره رونق گرفت و توجه به پسر چنگيزخان را به خود جلب کرد. در عهد باستان و نيز دوران قديم، کشتى و پهلوانى گاهى به صورت عيارى و گاهى به عنوان صوفي گرى و زمانى به طريق فتوّت پا به عرصهٔ جامعه گذاشت. نقش پهلوانى که نشأت گرفته از روح خداجوئي، کرم و تقوي، صلاح و خير، تواضع و رحمت مى باشد، در قرن هشتم هجرى که هر قسمت از خاک ايران تحت سيطره اتابکى بود، به صورت فعال خود يعنى عيارى بازگشته بود. يکى از پهلوانان آن عصر به نام ”اسد کرماني“ بر شاه شجاع اتابک فارس شوريد و مدتها با او به جنگ و ستيز برخاست از پهلوانان نامى ايران که در اواخر قرن هشتم هجرى از سرزمين ايران برخاست، پهلوان ”پورياى ولي“ بود که مرشدان، جوانمردان، عارفان، شعراى بهنام عصر خود بوده است.
از ديگر پهلوانان عيار که در زمان خود از شهرت و شجاعت خاصى همراه با روح جوانمردى و فتوّت و اخوّت برخوردار بود ”عبدالرزاق بيهقي“ بود که در نهضت سربداران خراسان با ستمکارىهاى حکام بيگانه مبارزه کرد. او ابتدا مقام جهان پهلوان داشت و بعدها به همت و کوشش عاليِ خود، نهضت سربداران خراسان را به ثمر رساند و به عنوان سلسله دودمان طايفه سربداران خراسان شناخته شد.
تاريخ کشتى پهلوانى ايران، سرشار از نام هاى آشنایی است که قدرت بدنى و نيروى خود را در راه مبارزه با بى عدالتى و دفاع از مظلومان به کار برده اند از پهلوانان قديم؛ پورياى ولي، عبدالرزاق بيهقي، مفرد قلندر، فيلهٔ همداني، شمس محمد، محمد مالانى و يوسف ساوي، شهرت و محبوبيتى بيشتر دارند و از پهلوانان دورهٔ معاصر مى توان به نام هاى مشهورى همچون ابراهيم يزدي، اکبر خراساني، حاج محمدصادق بلورفروش و حاج سيدحسن رزاز اشاره کرد.
در اينجا مى توان از چند پهلوان استثنائي، صاحب بازوبند و زنگ و ضرب با فنون استثنائى که شگرد آنها بود نام برد، که عبارتند از: پهلوان شعبان سياه (سربندپي)، ابراهيم يزدى معروف به يزدى بزرگ (کُنده اين خاک و آن خاک)، حاج رضاقلى (توشاخ)، پهلوان اکبر خراسانى (زير، سگک و کلاته)، محمد يزدى کوچک (قوس و دست تو)، پهلوان صادق قمى (ميانکوب). پهلوان اکبر خراسانى از جمله افراد استثنائى عالم کشتى بود که علاوه بر بدن خارق العاده از هوش و خردى سرشار برخوردار و مردى پاکدامن بود. کشتى ايران و معروف ترين کشتى گيران آن ايران از سال ۱۹۴۸ (المپيک لندن) قدم به صحنه هاى بين المللى نهاد و به عنوان يک قدرت قابل ملاحظه و درجهٔ اول مطرح شد. درخشان ترين پيروزى ايران، دوبار کسب مقام قهرمانى جهان در سالهاى ۱۹۶۱ (يوکوهاما - ژاپن) و ۱۹۶۵ (منچستر - انگلستان) بوده است، ضمن آنکه در قاره آسيا، اغلب به مقام قهرمانى دست يافته است. مشهورترين کشتى گيران ايران که در مسابقات قهرمانى جهان و بازى هاى المپيک مدال گرفته اند، عبارتند از: جهان پهلوان غلامرضا تختي، عباس زندي، حبيبي، سيف پور، محمدعلى صنعتکاران، منصور مهدى زاده، عبدالله موحد، ابراهيم جوادي، شمس الدين سيدعباسي، محسن فرحوشي، منصور بزرگر، محمدرضا نوائي، رمضان خدر، رضا سوخته سرائي، محمدحسين محبي، محمدحسن محبي، مجيد ترکان، عسگرى محمديان، عليرضا سليماني، رسول خادم، اميررضا خادم، غلامرضا محمدي، عباس جديدى و ...
1 2 3